111 - پاسخ دندانشكن به طاغوت



ابوحمزه ثمالى گويد: شخصى كه در مجلس عبدالملك (پنجمين خليفه اموى ) در مكه حضور داشت ، به من خبر داد، در ان مجلس ، عبدالملك بالاى منبر رفت و خطبه خواند، بعد از حمد ثنا وقتى كه مى خواست ، موعظه كند، مردى از گوشه اى برخاست و فرمود: مهلا مهلا: آهسته باش ‍ آهسته باش ، شما امر و نهى مى كنيد ولى خود به امر و نهى عمل نمى نماييد، موعظه مى كنيد ولى خودتان پند نمى گيريد. آيا ما به شما اقتدا كنيم و روش شما را الگو قرار دهيم ؟،
در اين صورت چگونه صحيح است كه به ظالم اقتدا كرد و از روش مجرى پيروى نمود؟ كه مال خدا را دست بدست بين خود حيف و ميل مى كنند و بندگان صالح خدا را دربدر و محروم مى نمايند.
اگر مى گوييد: بايد از ما بنى اميه پيروى كرد و موعظه ما را گوش نمود، پس چرا خودتان به موعظه ، گوش فرا نمى دهيد و خود را نصيحت نمى كنيد.
و اگر مى گوييد: هر كجا حكمت و پند يافتيد، آن را بگيريد، و موعظه را از هر حا هست بپذيريد شايد در ميان ما كسانى باشند كه به همه اقسام موعظه آگاه و عارف و فصيح بوده ، و به زبانهاى مردم آشناتر هستند، ولى شما آنها را دربدر كرده و همچون جباران خود كام با آنها رفتار مى نماييد، و جز اين نيست كه ما منتظر وقتش هستيم كه فرا رسد آنگاه به حقمان برسيم ، هر كسى روزگارى دارد، روزگار شما نيز تمام مى شود، اينطور نيست كه هميشگى باشد، و براى هر كسى در قيامت نامه عملى است كه كارهاى كوچك و بزرگ او را ثبت نموده و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب نيقلبون : و بزودى آنان كه ستم كردند كيفر سخت خود را خواهند يافت (158)
ابوحمزه گويد: آن شخص گفت : اين آخرين ملاقاتى بود كه با آن مرد داشتيم ، ديگر او را نديديم ، و از حال او (كه تبعيد به شام شد) با خبر نشديم (159)